در حدیـقه‌ی سـبـز دعـا

دعاها، مناجاتها، سخنرانی‌ها و مطالب ارزشمندی که از استـادمان مرحومه حاجیه خانم اکبری (ح.عاشوری) به یادگار مانده است در این دفتر، ثبت و ضبط می‌شود ان‌شاءالله. این وبلاگ در دست تکمیل و به روزرسانی است.

در حدیـقه‌ی سـبـز دعـا

دعاها، مناجاتها، سخنرانی‌ها و مطالب ارزشمندی که از استـادمان مرحومه حاجیه خانم اکبری (ح.عاشوری) به یادگار مانده است در این دفتر، ثبت و ضبط می‌شود ان‌شاءالله. این وبلاگ در دست تکمیل و به روزرسانی است.

در حدیـقه‌ی سـبـز دعـا

استاد ارجمند، مرحومه حاجیه خانم اکبری (ح.عاشوری) از بزرگترین مبلغان و سخنرانان مذهبی تهران و کرج بودند که در دی ماه 1400 به سوی معبود خود شتافتند.
مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها، دعاها و زیاراتی که ایشان معرفی کرده‌اند در کانال تلگرامی اطلاع رسانی این بانوی مکرمه موجود است.
برآن شدیم تا با انتقال و ثبت و ضبط این مطالب در وبلاگ، امکان دسترسی بهتر به این گوهرهای ارزشمند به یادگار مانده از ایشان را مهیا سازیم.
باشد که ما را از دعای خیر خود بهره‌مند و روح حاجیه خانم اکبری را با ذکر صلوات و یا قرائت فاتحه بنوازید.

***
حَدیقه به معنایِ باغ است و نامی که والدین خوش ذوق، بر استاد گرانقدر ما گذاشتند که الحق وجود نازنینش باغی بود سرسبز از دعا و صلوات و توسل. الهی که در جنّات و باغهای بهشتی در کنار سفره بابرکت اهل بیت، علیهم السلام، روزی‌خوار و محشور باشند.

***
ذکر یادگاری استاد:
الهی به درگاهت هزاران بار تکبیر و تهلیل و تحمید و تسبیح و تقدیس
عرضه می‌دارم که یک روز دیگر زنده هستم و تو تنها خالق و معبود و اِله من هستی و در سلطانیت مطلق بی شریکِ تو، بندگی و زندگی می‌کنم.

***
- نشانی سایت استاد: https://shamsotalea.com

- نشانی کانال سروش و تلگرام:
zaynab_ir

- نشانی صفحه اینستاگرام: name_be_madaram

- نشانی مزار استاد: کرج، آرامستان بهشت سکینه (اتوبان کرج-قزوین، بعد از پل حصارک و کمالشهر)، قطعه 31، آلاچیق 706

طبقه بندی موضوعی

۱۰۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حاجت» ثبت شده است

حکایت زهرایی که هدیه امام رضا بود

چهارشنبه, ۱۰ خرداد ۱۴۰۲، ۱۰:۳۲ ق.ظ

ایام بر همه‌ی محبان و شیعان و زائران امام رئوف، سراج الله، غوث امت اسلام علی ابن موسی الرضا (ع) مبارک باد.

رسول اکرم (ص) فرمودند: زود باشد که پاره‌ی تن من در زمین خراسان مدفون گردد؛ و هیچ مؤمنی زیارت نکند او را مگر آنکه حق تعالی بهشت را برای او واجب گرداند و بدنش را بر آتش جهنم حرام نماید.

و حضرت موسی بن جعفر (ع) فرمودند: هرکس زیارت کند قبر فرزند من علی را؛ برایش در نزد خداوند ثواب هفتاد حج مقبول خواهد بود، راوی تعجب کرد، عرض کرد: هفتاد حج مقبول؟! حضرت فرمودند: آری، هفتاد هزار حج، گفت: هفتاد هزار حج؟! فرمود: چه بسا حجی باشد که مقبول نباشد؛ هرکه آن حضرت را زیارت کند یا یک شب نزد آن حضرت بماند، چنان باشد که خدا را در عرش زیارت کرده باشد و چون روز قیامت می‌شود، بر عرش الهی چهار نفر از گذشتگان و چهار نفر از آیندگان خواهند بود؛ و اما از آیندگان، پس محمد (ص) و علی (ع) و حسن (ع) و حسین (ع) هستند؛ در آن وقت در پای عرش با ما خواهند بود زیارت گنندگان قبور ما؛ و به‌درستی که زیارت‌کنندگان قبر فرزندم علی، درجه‌شان از همه بلندتر و عطایشان از همه بیشتر خواهد بود.

اما به‌راستی این مقامات برای کدام زائر است؟! آیا نه برای آن زائری است که معرفت به حق و معرفت به امامت آن حضرت داشته باشد؟ و آیا نه برای آن زائری است که همه جانبه در خدمت حضرتش می‌باشد و مدام به آن حضرت خدمت می‌کند؟

که فرمودند ائمه معصوم (ع): هرگونه محبتی که می‌خواهید نسبت به ما مبذول دارید، به محبان و شیعیان ما عرضه بدارید.

 

حکایت:

یکی از بزرگان نقل کرده که یک شب در سال ۱۳۸۰ که به منزل یکی از دوستان روحانی دعوت بودیم، وقتی به خانه رسیدیم و مشغول احوال پرسی شدیم، متوجه شدیم که صاحبخانه دو فرزند یکی دختر و دیگری پسر دارد، با اینکه سنی از ایشان گذشته بود از اینکه هر دو بچه کوچک بودند تعجب کردم. وقتی جریان تولد و تأخیر از به‌دنیا آمدن بچه‌ها را پرسیدم، دوستم گفت: جریان مفصلی دارد دخترم زهرا را از امام رضا (ع) گرفته‌ایم؛ و شروع به تعریف کرد.

ایشان که اهل شمال ایران بود، گفت: چند سال پیش، یک روز که در منزلمان بودم، کسی در زد، وقتی در را باز کردم، فردی را دیدم که سابقه‌ی آشنایی با او نداشتم. بعد از تعارفات مرسوم و دعوت به خانه، آن جوان گفت: اتفاقی برایم افتاده‌است و به هر جایی که ممکن بوده‌است، سر زده‌ام ولی جواب ردّ داده‌اند؛ و در نهایت شما را معرفی کرده‌اند.

با تعجب پرسیدم: ماجرا چیست و از دست من چه کاری ساخته است؟! جواب داد: شغلم رانندگی است، چند روز پیش که در حال رانندگی بودم، متأسفانه تصادف کردم و مصدوم حادثه جان داد و مُرد.

پرسیدم: این کار که عمدی نبوده است و تو می‌توانی با پرداخت دیه‌ی آن از طریق بیمه‌ی ماشین اقدام کنی. گفت: مشکل همین است، ماشینم بیمه هست اما متأسفانه مبلغ بیمه حدود یک میلیون و نیم است که طبق روال گذشته به حساب ریخته‌ام اما طبق قانون جدید، پول خون و دیه‌ی شخص، تقریباً دو برابر اعلام شده‌‌‌‌است؛ و یک میلیون و نیم بدهکار شده‌ام. وضعیت مالی و زندگی هم که معلوم است، اگر تمام وسایلم را بفروشم، به آن مبلغ نمی‌رسد؛ و با کمال تأسف مقتول هم از یک خانواده‌ی اهل سنت است که از او، یک پسر و یک پیرزن که مادر میت هستند، به جا مانده‌است و به هیچ وجه حاضر به رضایت نسبت به مابقی پول نمی‌شوند. هر دری را که می‌شد، زده‌ایم ولی نتیجه نگرفتیم؛ و دوستان و آشنایان شما را معرفی کرده‌اند بلکه تشریف بیاورید و رضایت او را جلب کنید.

دوستم می‌گفت: من بدون توجه و اینکه ایشان را چه کسی معرفی کرده و آیا راست می‌گوید و یا نه؟ قول دادم که کمکش می‌کنم و قرار گذاشتیم فلان روز به خانه‌ی آن پیرزن برویم.

وقتی به آنجا رسیدیم و در را زدیم، به هر صورت که بود وارد خانه شدیم و خود را مهمان آنها کردیم و شروع به صحبت و نصیحت و حتی شوخی کردیم که بحمدالله در نهایت مادر میت، پانصد هزار تومان از پول را بخشید و گفت: به خاطر شما این تخفیف را می‌دهم و دیگر اصرار نکن.

راننده که نگران یک میلیون تومان باقی مانده بود، آرام به من زد و گفت: آن یک میلیون را هم نمی‌توانم بدهم، برایم کاری کن. با اشاره او را ساکت کردم و از خانه خارج شدیم و برایش توضیح دادم که انشاالله بقیه‌اش هم درست می‌شود، کمی صبر کن چند روز بعد دوباره می‌آییم.

چند روز بعد دوباره رفتیم، به محض اینکه پیرزن ما را دید گفت: تو که باز آمدی، مگر قرار نشد این طرف‌ها پیدایت نشود؟! با شوخی و صحبت و ابراز محبت و اینکه من پسر شما هستم و حرفهایی این‌چنین، وارد خانه شدیم و بعد از ساعتها حرف زدن باز راضی شد که پانصدهزار تومان دیگرش را هم ببخشد.

باز از آنجا خارج شدیم و راننده هنوز نگران مابقی پول بود که انصافاً نداشت. به هر حال چند روز دیگر هم به آنجا رفتیم و با کمال ادب و احترام؛ و در نهایت با التماس وارد خانه شدیم و باز روز از نو و روزی از نو، شروع به حرف زدن و اینکه این بنده خدا هم که عمدی تصادف نکرده و کسی را ندارد و ...

می‌خواستیم رضایت کاملش را جلب کنیم. در آخرِ همه‌ی حرفها به من گفت: من هم کسی را ندارم و این بچه (پسر میت) هم بیکار است، اگر قول می‌دهی او را به جای پدرش به اداره‌ی مربوطه ببری، پانصد هزار تومان بقیه را هم رضایت می‌دهد و الاّ هیچ راهی ندارد.

با خوشحالی تمام قبول کردم بدون فکر کردن به اینکه من، آشنا و یا کسی را در آن اداره ندارم تا این پسر را به جای پدرش قبول کند؛ اما قول دادم که این کار را خواهم کرد. در هر صورت از خانه بیرون آمدیم و تازه مشکلات من شروع شده بود. به راننده گفتم: فلان روز آماده باش تا به تهران برویم، باید در آنجا پیگیر کار شویم.

وقتی به تهران رسیدیم و روبروی ساختمان مرکزی آن اداره توقف کردیم، دیدم یکی از دوستان قدیمی که چند سال او را ندیده بودم از آنجا خارج شد و مردم هم در اطراف او جمع هستند و هر کسی برای حل مشکل خود با او حرف می‌زند. بسیار خوشحال شدم و فهمیدم که او در اینجا کاره‌ای است و می‌تواند مشکل مرا حل کند. نزدیک او رفتیم، مرا شناخت و بسیار تحویل گرفت و به دفتر خود دعوتمان کرد، بالاخره فهمیدم که معاونت یکی از قسمت‌ها را دارد، سفارشی کرد و یک برگه تقاضای کار و جذب نیرو به ما دادند، خوشحال و موفق به شهرمان برگشتیم.

با عنایت خداوند هم کار آن پیرزن حل شد و هم مشکل راننده ماشین مرتفع گردید. چند روز بعد دیدم کسی در می‌زند، وقتی در را باز کردم، دیدم پیرزن است که به عنوان تشکر به خانه‌ی ما آمده است. خیلی خوشحال شدیم و پذیرایی کردیم. پیرزن بسیار خوشنود بود و یک کیسه نایلونی مشکی درآورد و جلوی من گذاشت. آن را برداشتم و داخل آن را دیدم، سه بسته پنج هزارتومانی که همه پنجاه تومانی بودند، داخل کیسه بود که از باب تشکر برایم آورده بود. پول را پس دادم و گفتم: مادر، من فقط به خاطر خدا این کار را کرده‌ام و خداوند هم همیشه بر ما لطف کرده است، تنها یک تقاضا از تو دارم و آن اینکه برایم دعا کنی تا خداوند بچه‌ای به من بدهد.

با اینکه خرج‌های زیادی کرده‌بودم ولی به نتیجه نرسیده بودیم. پیرزن با شنیدن خواسته‌ی من یک مرتبه منقلب شد و شروع به گریه کرد و گفت: من سنی هستم (کنایه از اینکه شما ما را قبول ندارید) جواب دادم: مادر، دعای شما را خداوند قبول می‌کند.

عجیب این بود که این خانم سنی مذهب، از امام زمان (عج) می‌خواست که حاجت مرا بدهند، خلاصه حال خوشی داشتیم و همگی گریان و منقلب شدیم و توسلی پیدا کردیم.

این قضیه گذشت. روزی راننده پیش من آمد، او هم از باب تشکر، کلید ماشین سواریش را به من داد و گفت: حاج آقا، من از مال دنیا چیزی ندارم و همین وسیله است که تقدیم می‌کنم. به او گفتم: من بدون شناخت از تو و برای رضای خدا این کار را کرده‌ام، الحمدلله که دوست خوبی پیدا کرده‌ام. وقتی دید اصلاً قبول نمی‌کنم، گفت: پس بیا با هم به زیارت امام رضا (ع) برویم.

خیلی خوشحال شدم و استقبال کردم. من و خانواده به همراه بچه‌های او به مشهد رفتیم. وقتی به شهر مقدس مشهد رسیدیم و محلی جهت اسکان و اقامت پیدا کردیم، به طرف حرم مطهر راه افتادیم، وقتی به داخل حرم و روبروی ضریح رسیدم، نمی‌دانم بگویم چه حالی پیدا کردم ولی این قدر بدانید که به صورتی عجیب شروع به گریه کردن نمودم و از حضرت رضا (ع) حاجتم را می‌خواستم.

فقط یک مرتبه متوجه شدم که بالای سرم عده‌ای از خادمین حرم هستند؛ و عبایم یک طرف است و عمامه‌ام طرف دیگر و... بعد از آن حال و هوا به منزل برگشتم و از خستگی خوابم برد.

در خواب دیدم، کسی آمد و به من گفت: حضرت عنایت فرموده و خداوند یک "زهرا" به تو داد. از خواب بیدار شدم و فهمیدم به لطف امام رضا (ع) و دعای آن پیرزن بعد از ده سال خداوند به ما فرزندی مرحمت فرموده است. بعد از چند وقت که دخترم به دنیا آمد، نامش را زهرا گذاشتم.

آری باید کار کرد، باید محبت کرد و در عرش خدا محبت دید.

آیا شده، یک بار این‌گونه مشرف به حرمش شده باشیم؟!

ارائه شده توسط استاد، انتشار به تاریخ 11ر5ر1396

التماس دعا ی خیر  - الّلهم عجّل لِولیک الفرج

منبع: کانال اطلاع رسانی حاجیه خانم اکبری - روحشان در اعلی علییین با ائمه اطهار محشور  باد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۰۲ ، ۱۰:۳۲
خادمه الزهراء

عرض حاجت به درگاه الهی بَر که حجتش صادق است

دوشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۲، ۰۷:۲۴ ق.ظ

رقعه‌ی حاجت از حضرت امام صادق (ع)

در بلدالامین از حضرت امام صادق (ع) نقل کرده‌است که هرکس روزیش تنگ و یا حاجتی مهم در امر دنیا و یا آخرت داشته باشد این جملات را در کاغذی سفید نوشته و در آب جاری پاکیزه اندازد، البته باید هنگام طلوع خورشید باشد و جمله را در یک سطر بنویسد (نه بیشتر)

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ المَلِکِ الحَقِّ الْمُبِین مِنَ العَبْدِ الذَّلِیلِ إِلَی المَوْلَی الجَلِیلِ
سَلَامٌ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلِی وَ فَاطِمَةَ وَ الحَسَنِ وَ الْحُسَینِ وَ عَلِیٍ وَ مُحَمَّدٍ وَ جَعفَرٍ وَ مُوسَی وَ عَلِیٍ وَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍ وَ الحَسَنِ وَ القَائِمِ سَیدِنَا وَ مَوْلَانَا صَلَوَاتُ اللَّه عَلَیهِمْ أَجمَعِینَ
رَبِّ مَسَّنِی الضُّرِّ وَ الخَوْفِ فَاکْشِفْ ضُرِّی وَ آمِنْ خَوْفِی بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَسْأَلُکَ بِکُلِّ نَبِیٍ وَ وَصِیٍ وَ صِدِّیقٍ وَ شَهِیدٍ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ یا أَرحَمَ الرَّاحِمِینَ
اَشفَعُوا لِی یا سَادَتِی بِالشَّأْنِ الَّذِی لَکُمْ عِندَاللَّه فَإِنَّ لَکُمْ عِندَاللَّهِ لَشَأناً مِنَ الشَّأْنِ فَقَدْ مَسَّنِی الضُّرُّ یا سَادَتِی وَ اللَّهُ أَرحَمُ الرَّاحِمِینَ فَافعَلْ بی ‌یا رَبِّ کَذَا وَ کَذَا.»

و به جای کذا و کذا حاجت خود را بگوید.

 

از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: دعایی که این اسماء در رأس آن باشد، رد نمی‌شود. خوب است بعد از نمازها مداومت شود ]به خواندن این دعا[:

«یَا حَلِیمُ‏ یَا عَلِیمُ‏ یَا عَلِیُّ‏ یَا عَظِیمُ‏ یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ‏ یَا ذَا الجَلَالِ وَ الْإِکرَامِ بِرَحمَتِکَ أَسْتَغِیثُ‏ فَأَغِثْنِی یَا مُغِیثُ‏ یَا مُغِیثُ‏ یَا مُغِیثُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاستَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّینَاهُ مِنَ الغَمِّ وَکَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ»

 


                    یـاد باد آن روزها... یـاد بـاد                   

 

التماس دعا ی خیر  - الّلهم عجّل لِولیک الفرج

منبع: کانال اطلاع رسانی حاجیه خانم اکبری - روحشان در اعلی علییین با ائمه اطهار محشور  باد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۰۲ ، ۰۷:۲۴
خادمه الزهراء

 

همیشه با هم بودن، بهتر از تک بودن است؛ و چون انرژی جمع، بیشتر می‌شود باعثِ جذب مؤثرتر هدف می‌شود. خداوند هم جمع را دوست دارد. و بدانید زیادیِ برکت، در سفره‌ای است که دست، در آن زیاد باشد.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: دو تن، از یکی بهتر؛ و سه تن، از دو تن برتر؛ و چهار تن، از سه تن نیکوتر است؛ همیشه با جماعت باشید. و باز فرمودند: اجتماع، مایه‌ی نیکی است و تفرقه موجب رنج و عذاب است.

یک جمع که مشغول تحصیل علم هستند؛ یک جمع که مشغول دعا هستند؛ یک جمع که مشغول نماز هستند؛ همه پر انرژی‌اند. جمع را دوست داشته باشید حتی اگر با آن جمع همراه نیستید یا حرفی برای گفتن ندارید؛ همین که در آن جمع هستید، انرژی شما زیاد می‌شود. با هم بودن را جدی بگیرید!

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: بر درب بهشت، سه جمله نوشته‌اند؛ جمله‌ها این است:

  • صدقه، ده برابر پاداش دارد؛
  • قرض، هجده برابر؛
  • و صله رحم، سی برابر پاداش دارد.

 

امام رضا (ع) فرمودند: اگر شما یک چیز را تعهد کنید، من چهار چیز را برای شما ضمانت می‌کنم؛ اگر شما تعهد کنید که صله رحم انجام دهید، من ضمانت می‌کنم عمر شما زیاد شود؛ و بستگان به شما علاقه‌مند شوند؛ و وارد بهشت شوید؛ و رزق و روزی شما زیاد شود.

پس بیایید با هم باشیم، از همدیگر انرژی مثبت بگیریم؛ و همیشه یادمان باشد که پیامبر اسلام (ص) فرمودند: هرکس یک وجب از جماعت دور شود خدا طوق مسلمانی را از گردن وی بر می‌دارد.

عید، بهانه‌ی خوبی برای با هم بودن است این موضوع را جدی بگیریم.

 

ذکر: «یا حَیُّ یا قَیُّوم بِرَحمَتِکَ اَستَغیثُ» حداقل ۱۰۰مرتبه و حداکثر۱۰۰۰ مرتبه.

 

التماس دعا ی خیر  - الّلهم عجّل لِولیک الفرج

منبع: کانال اطلاع رسانی حاجیه خانم اکبری - روحشان در اعلی علییین با ائمه اطهار محشور  باد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۰۲ ، ۰۸:۵۵
خادمه الزهراء

اعمال شب عید و اذکار و آداب مخصوص عید نوروز

يكشنبه, ۲۸ اسفند ۱۴۰۱، ۰۸:۲۷ ق.ظ

 

  • در شب عید، گفتن ذکر: «یا اوَّلُ یا آخِر» به عدد ۱۰۰۰ مرتبه

 

  • صبح روز سال تحویل بعد از نماز صبح: ۲۱ مرتبه بخوانید:

«یا اللّهُ یا واحِد یا اَحَدُ یا صَمَد یا مَنْ لَمْ یَلِد وَ لَم یولَد وَ لَم یَکُن لَهُ کُفُواً اَحَد نَجِّنی مِنَ النّار بِرَحمَتِک»

و ۱۲۱ مرتبه

«سُبحانَکَ یا لا اِلهَ اِلّا اَنت یا ربَّ کُلِّ شَیء»

 

  • در زمان سال تحویل:

۱۳۵ مرتبه صلوات، سپس سوره یس تلاوت شود، به هر کلمه‌ی «مبین» که رسیدید ۱۴ مرتبه «یا علی ولی الله» گفته شود و به آقا امیرالمؤمنین هدیه شود.

 

  • قبل از تحویل سال این اذکار وارد شده است:

       ۱۳۲ مرتبه صلوات،

        ۱۴مرتبه آیه نور،

       یک مرتبه آیةالکرسی،

       ۱۰ مرتبه سوره قدر هدیه به حضرت زهرا (س)،

       ۳۶۵ مرتبه استغفار،

       یک مرتبه دعای فرج،

       یک مرتبه دعای نور حضرت زهرا (س)،

       یک مرتبه سوره یس هدیه به حضرت رسول (ص)،

 

  • اگر توانستید  ۱۰۰۰ مرتبه «سَلَامٌ قَوْلًا مِّن رَّبٍّ رَّحِیمٍ»

      و اگر سنگین بود  ۷۰ مرتبه این آیه سلام را ذکر کنید.

 

  • و نیز در زمان نوروز بسیار بگویید: «یا ذَالْجَلالِ وَالاِکْرامِ»

 

  • هنگام تحویل سال ۳۶۵ بار بگویید: «یا محول الحول و الاحوال حوِّل حالنا الی احسن الحال یا عزیزُ یا غَنیُّ»

 

  • و به روایت دیگر:

«یا مُقَلِّبَ الْقُلوبِ وَالاَبْصارِ * یا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ *یا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَالاَحْوالِ * حَوِّلْ حالَنا اِلی اَحْسَنِ الْحالِ»

 

  • و به عدد روزهای سال، ۳۶۵ بار آیةالکرسی تا آیه‌ی اول را بخوانید.

 

  • و بعضی روایت کرده‌اند که این دعا را نیز در روز نوروز به عدد ایام سال بخوانید:

«اللَّهُمَّ هذِهِ سَنَهٌ جَدیدَهٌ وَاَنْتَ مَلِکٌ قَدیمٌ * أَسْألُکَ خَیْرَها وَخَیْرَ ما فیها * وَاَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّها وَشَرِّ ما فیها * وَاَسْتَکْفیکَ مَؤُونَتَها وَشُغْلَها یا ذَا الْجَلالِ وَالاِکْرامِ.»

 

  • نوشتن هفت سلام:

مرحوم خاتون آبادی در کتاب جنات الخلود می‌نویسد: نوشتن هفت سلام در وقت تحویل و نوشیدن آب آن موجب سلامتی در آن سال می‌شود. آیات سلام قرآنی، اینها هستند:

  1. سَلَامٌ قَوْلًا مِّن رَّبٍّ رَّحِیمٍ. (سوره یس، آیه ۵۸)
  2. سَلَامٌ عَلَىٰ نُوحٍ فِی الْعَالَمِینَ. (سوره صافات آیه ۷۹)
  3. سَلَامٌ عَلَىٰ إِبْرَاهِیمَ. (سوره صافات، آیه ۱۰۹)
  4. سَلَامٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَارُونَ. (سوره صافات آیه ۱2۰)
  5. سَلَامٌ عَلَىٰ إِلْ یَاسِینَ . (سوره صافات آیه ۱۳۰)
  6. سَلَامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ. (سوره زمر آیه ۷۳)
  7. سَلَامٌ هِیَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ الْفَجْرِ. (سوره قدر آیه ۵)

 

  • نماز نوروز:

امام صادق به معلّی فرمودند: در روز نوروز چون از نماز پیشین و پسین و نافله‌های آن فارغ شوی، چهار رکعت نماز بگزار، یعنی هر دو رکعت به یک سلام؛

در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره قدر بخوان؛

در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره کافرون؛

در رکعت سوم بعد از حمد ده مرتبه سوره توحید؛

در رکعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه فلق و ناس بخوان؛

و بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا را بخوان:

«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد الاَوْصِیاءِ الْمَرْضِیّنَ وَعَلی جَمیعِ اَنْبِیائِکَ وَرُسُلِکَ بِاَفْضَلِ صَلَواتِکَ * وَبارِکْ عَلَیْهِمْ بِاَفْضَلِ بَرَکاتِکَ * وَصَلِّ عَلی اَرْواحِهِمْ وَاَجْسادِهِمْ * اللّهُمَّ بارِکْ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد * وَبارِکْ لَنا فی یَوْمِنا هذَا الَّذی فَضَّلْتَهُ وَ کَرَّمْتَهُ و َشَرَّفْتَهُ و َعَظَّمْتَ خَطَرَهُ * اللّهُمَّ بارِکْ لی فیما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ حَتّی لا اَشْکُرَ اَحَداً غَیْرَکَ * وَ وَسِّعْ عَلَیَّ فی رِزْقی یا ذَا الْجَلالِ وَالاِکْرامِ * اللّهُمَّ ما غابَ عَنّی فَلا یَغِیْبَنَّ عَنّی عَوْنُکَ وَحِفْظُکَ * وَ ما فَقَدْتُ مِنْ شَیْء فَلا یَفْقِدُنی عَوْنُکَ عَلَیْهِ حَتّی لا اَتَکَلَّفَ ما لا اَحْتاجُ اِلَیْهِ * یا ذَا الْجَلالِ وَالاِکْرامِ.»

چون چنین کنی گناهان پنجاه ساله تو آمرزیده شود.

 

  • نزدیک تحویل سال نیز نمازی وارد شده است به این ترتیب که:

۲رکعت نماز حاجت خوانده شود سپس روی سجاده نشسته و رو به قبله  ۱۰۰۰ مرتبه «یا حی و یا قیوم» گفته شود.

 

التماس دعا ی خیر  - الّلهم عجّل لِولیک الفرج

منبع: کانال اطلاع رسانی حاجیه خانم اکبری - روحشان در اعلی علییین با ائمه اطهار محشور  باد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۰۱ ، ۰۸:۲۷
خادمه الزهراء

بفرمایید یک لقمه معنوی نوش کنید: یک لقمه حساب

شنبه, ۲۷ اسفند ۱۴۰۱، ۰۹:۲۸ ق.ظ

 

ساعات آخر سال است، و همه به سرعت خود را برای ورود به سال جدید آماده می‌کنند. امید داریم که سالی پر از خوشبختی در امور دنیا و آخرت، در پیش رو داشته باشیم و خداوند توفیقی بیشتر از سال گذشته به همه‌ی بندگانش ارزانی بدارد.

اما به نسبتِ فرصتی اگر چه کوتاه، با خود خلوت کنیم و یک حسابرسی از خود و صَرفِ یک سالِ عمر خود بکنیم. یک سال عمر، یعنی صرف مقدار زیادی از سرمایه‌ای که خداوند متعال در اختیار ما قرار داده و صد البته که صاحب سرمایه، روزی از کارگزار خود، حساب خواهد کشید.

از آیات قرآن و احادیث استفاده می‌شود که همه‌ی حرکات و اعمال و گفتار و حتی نفس کشیدن‌ها و افکار و نیت‌های انسان، ثبت و ضبط می‌شود؛ ایام می‌گذرد اما اینها برای حساب قیامت، باقی می‌مانند. خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: روزی که (قیامت) هر کس هر عمل خیری را انجام داده، حاضر می‌بیند، و نیز هر عمل بدی را که مرتکب شده، حاضر می‌یابد و آرزو می‌کند بین او و عملش فاصله‌ی زیادی باشد.

و از آیات و احادیث بر می‌آید که فرمودند: در قیامت به طور دقیق به حساب بندگان رسیدگی می‌شود. تمام اعمال بندگان، چه کوچک و چه بزرگ، مورد محاسبه قرار می‌گیرد و از کوچکترین عمل‌ها، غفلت نخواهد شد.

با توجه به عقیده‌ای که به حساب دقیق قیامت داریم؛ چگونه می‌توانیم نسبت به اعمال و گفتار و اخلاق خود، بی تفاوت باشیم و اصلاً فکر نکنیم که در طول روز و هفته و ماه و سال و عمر، چه می‌کنیم؟! و چه توشه‌ای برمی‌داریم.

باید به یقین بدانیم که اعمال ما، مانند پژواک صدا درکوه است؛ می‌رود و چند ثانیه بعد، به سوی خود ما برمی‌گردد.

لازمه‌ی ایمان و عقل این است که خود، در دنیا، به حساب خود برسیم؛ و خوب اندیشه کنیم که چه کرده‌ایم و چه می‌کنیم؟ همان‌گونه که یک تاجر عاقل، هر روز و هر ماه و هر سال، به حساب دخل و خرج خود رسیدگی می‌کند، که مبادا ضرر کند یا سرمایه‌اش هدر رود. آری، اگر در صرف عمر، دقت نکنیم، ضرر خواهیم کرد؛ جناب اباذر فرمود: در عجب هستم از کسی که در مصرفِ مالش بُخل می.ورزد و حساب و کتاب دارد، ولی در مصرف عمر خود، بخیل نیست، درحالی‌که اگر مال، هدر شود امکان برگشت دارد ولی عمر وقتی تلف شد، امکان جبران ندارد.

انسان، در دنیا تاجر است و سرمایه‌اش، محدود؛ یعنی همین ساعت‌ها و روزها و هفته‌ها و ماه‌ها و سال‌ها می‌باشد. سرمایه‌ای که خواه ناخواه به مصرف می‌رسد و انسان تدریجاً به پایان تجارتش نزدیک می‌شود، جوانیش به پیری؛ و توانمندیش به ضعف؛ و سلامتیش به بیماری تبدیل می‌گردد. اگر انسان، در برابر صرف عمر، عمل صالحی انجام داد و برای آخرت توشه‌ای برداشت، زیان نکرده زیرا آینده‌ای خوش و سعادتمند برای خودش فراهم آورده است ولی اگر عمر را مصرف کرد اما با بداخلاقی و ارتکاب گناه و معصیت، نفس خود را کثیف و آلوده ساخت؛ بزرگترین زیان را کرده است؛ ضرر و زیانی که قابل جبران نیست!

بهترین وسیله‌ای که کمک می‌کند در صرف عمر خود، دقیق باشیم، "حسابرسی روزانه" است.

رسول اکرم (ص) فرمودند: ای اباذر! قبل از آنکه در قیامت، به حساب تو برسند، در همین دنیا به حساب نفس خود، بِرِس، زیرا حساب امروز از حساب فردای قیامت، آسان‌تر است؛ و نفس خودت را قبل از توزین قیامت، توزین کن و به این وسیله خودت را برای قیامت آماده ساز؛ برای روزی که اعمالت بر خدای متعال عرضه می‌گردد و کوچکترین چیزی مخفی نخواهد ماند.

یا اینکه می‌فرماید: ای اباذر! انسان، اهل تقوا نمی‌شود جز اینکه، به حسابِ نفس خودش برسد؛ شدید‌تر از محاسبه‌ی شریک با شریکش. باید انسان خوب فکر کند که مأکولات و مشروبات و ملبوساتش را از چه راهی به دست می‌آورد؟ آیا از حرام یا حلال؟ ای اباذر! هر کس مقیّد نباشد مالش را از چه راهی کسب می‌کند خدا هم باکی ندارد که از چه راهی داخل آتش دوزخش نماید.

 

حال چگونه حسابرسی کنیم؟

البته کنترل و اداره‌ی نفس، کار سهل و ساده‌ای نیست، بلکه نیاز به تدبیر و سیاست و بردباری و تلاش و جدیّت دارد مگر نفس، نفس امارّه به این آسانی حساب پس می‌دهد؟!

حضرت علی (ع) فرمودند: هر کس که نفس خودش را، تحت تدبیر و سیاست قرار ندهد او را ضایع نموده است.

و فرمودند: هر کس که فریب نفس خود را بخورد او را به هلاکت می‌اندازد.

 

حسابرسی نفس را در سه مرحله برنامه ریزی کنیم:

اول: ابتدای صبح، مشارطه:

به طور جدّ، از تمام اعضای بدن خود، پیمان بگیریم که از راه خیر و ثواب، خارج نشود که البته شرطش اراده و تصمیم و همت و عزمِ جزم است و جداً برنامه‌ای برای مقابله با نفس داشته باشیم.

امام صادق (ع) فرمودند: چون شب فرا می‌رسد، ندا کننده‌ای ندا می‌دهد که همه‌ی خلایق بشنوند: ای آدمی‌زادگان! من، خلقِ جدیدی هستم، بر کارهایی که در من واقع شود گواهی می‌دهم، از من استفاده کن که بعد از طلوع شمس، دیگر به دنیا بر نمی‌گردم و بعد از آن دیگر نمی‌توانی در من، به حسنات خود بیفزایی و از سیئات توبه کنی، هنگامی که شب رفت و روز آمد، روز هم، همین کلام را خواهد داشت.

پس با خود شرط ببندیم عمر را تلف نکنیم.

دوم: در طول روز، مراقبه:

در طول روز، باید مراقب باشیم که به تعهدی که بسته‌ایم، عمل کنیم. انسان باید در همه‌ی احوال، مواظب و خود بیدار باشد و خدا را همواره حاضر و ناظر ببیند و اگر یک لحظه غفلت کرد بداند که شیطان و نفس امارّه رخنه کرده‌اند.

سوم: حساب اعمال: محاسبه:

لازم است که ساعتی را قرار دهیم و به کلیّه‌ی امور و اعمال روز خود، رسیدگی کنیم و حسابرسی کنیم. پس بر خوبی‌هایش شُکر؛ و از بدی‌هایش توبه کنیم. این امر آنقدر حائز اهمیت است که ائمه‌ی اطهار (ع) فرموده‌اند: کسی که به حساب خود، روزانه رسیدگی نمی‌کند از شیعیان ما نیست.

و حضرت علی (ع) فرمودند: هر کس که نفس خودش را بر عیب‌ها و گناهان توبیخ کند، از ارتکاب گناه اجتناب خواهد کرد.

آری، می نویسند عالم بزرگواری نماز جماعتش را، به‌جا آورد، سرِ سجاده شروع کرد به حسابرسی از خود، پس گفت: شصت سال عمر کرده‌ام، ضرب در ماه و ضرب در روز و ضرب در ساعت و ضرب در دقیقه و سپس گفت: اگر ساعتی یک گناه هم کرده باشم، پس وای بر من! از ترس همانجا فوت کرد.

نترسید! ما آن عالم آگاه نیستیم؛ شاید با حسابرسی، مقدار کمی از خداوند متعال و خودمان شرمنده شویم، فقط کمی از اینکه، او در حین انجامِ تمامِ اعمال، مرا می‌دیده‌است و می‌بیند؛ شرمنده شویم، پس راهی به سوی توبه و خودسازی و تزکیه باز خواهد شد.

البته اگر حرصِ دنیا ما را رها کند، حرصِ پول؛ ای کاش حرصِ خوشبختی داشتیم (خوشبختی واقعی). ای کاش حرصِ داشتنِ یک دلِ عاشق را داشتیم (عشق حقیقی). بزرگی سخنی جالب فرموده است: با پول می توان ساختمان خرید اما خانه و آشیانه خیر؛ رختخواب خرید اما خواب خیر؛ ساعت خرید اما زمان خیر؛ می‌توان مقام خرید اما احترام خیر؛ می‌توان کتاب خرید اما دانش خیر؛ دارو خرید اما سلامتی خیر؛ خانه خرید اما زندگی خیر؛ قلب خرید اما عشق خیر. پس چرا حرصِ چیزی را می‌خوریم که واقعاً چیز ارزشمندی را نمی‌توان با آن به دست آورد!

قبل از تحویل سال حسابرسی کنیم مبادا مغبون باشیم. این روایت امام علی (ع) را پیش رو بگذاریم که فرمودند: هر کس دو روزش مانند هم باشد، مغبون است؛ و هر کس همتش، فقط دنیا باشد از دنیا اندوهش سخت است؛ و هر کس فردایش از امروزش بدتر باشد، محروم است؛ و هر کس چون امور دنیایش روبه راه شود، اهمیتی به کار آخرتش ندهد نابود شده است؛ و هر کس در چاره جویی برای رفع نقص خود نباشد هوای نفس بر او چیره شده است؛ و هر کس روی به نقصان باشد مرگ برای او بهتر است از زندگی.

امید است که هر روزتان بهتر از دیروز باشد و نوروز برایتان روزی نو همراه با تفکرات نو و اعمال و رفتارهای نو و رو به کمال باشد.

 

لقمه‌ی عملی:

بیایید زنبوروار زندگی کنیم. این حشره‌ی عزیزی که سوره‌ای در قرآن به نامش نامگذاری شده‌است، در روایت هم داریم که مؤمن هم از زنبور عسل الگو می‌گیرد و چند خصلت او را در خود ایجاد می‌کند:

زنبور عسل به شدت از کثافت‌ها و پلیدی.ها پرهیز می‌کند. مؤمن هم به شدت از آلوده شدن به گناه پرهیز می.کند.

زنبور عسل هنوز هوا روشن نشده به تلاش و حرکت می.پردازد. مؤمن هم سحرخیز است و روزی خود را هنگام سحر از خداوند می‌طلبد.

زنبور عسل بر روی گل‌ها و شاخه‌ها و شکوفه‌های زیادی می‌نشیند، شهد آنها را می‌خورد ولی هیچ کدام را نمی‌شکند و از بین نمی‌برد. مؤمن هم بهره برمی‌دارد اما خرابکار و ویرانگر نیست.

زنبور، خودسر عمل نمی.کند، ملکه و فرمانروا دارد، در پی دستور او حر کت می‌کند. مؤمن هم خودسر و خودکامه نیست، به دنبال امام و مقتدای خود حرکت می‌کند.

زنبور عسل تمام روزنه‌های کندو را موم‌اندود می‌کند تا کسی از فعالیت داخلِ کندو با خبر نشود. مؤمن هم رازدار و کتوم است، هرگز اسرارش را در اختیار دیگران نمی‌گذارد.

زنبور سخت کوش و خستگی ناپذیر است برای تولید گِرَمی عسل، راههای زیادی را طی می‌کند. مؤمن هم تنبل و کسل و فشل نیست، سخت کوش و فعال است.

زنبور عسل برای رسیدن به ملکه، سخت تلاش می‌کند و می‌داند وقتی به کام ملکه رسید می‌میرد. مؤمن هم غایتِ آرزوهایش خداست، وقتی به لقاء الهی رسید در او فانی می‌شود و از هستی ساقط.

زنبور چون مطیع فرمان خداست، تلخی گلها را می‌مکد اما به شیرینی تبدیل می‌کند که شفای هر دردی را خداوند در آن نهاده. بیایید زنبور وار زندگی کنیم تا بلکه ثمره‌ی حیات ما هم عسل باشد برای دوای دردی.

 

ذکر:

«سَلام ٌ قَولاً مِن رَبٍّ رحیم» ۷۰ مرتبه می‌گوییم آنگاه سجده کرده و از خدا حاجت می‌خواهیم.

یا فاطمة الزهرا

بی تو حتی بهار، پاییز است               با تو تحویل می‌شود هر سال

بتکان خانه‌ی دل ما را                     ای شکوهِ محولَ الاحوال

 

التماس دعا ی خیر  - الّلهم عجّل لِولیک الفرج

منبع: کانال اطلاع رسانی حاجیه خانم اکبری - روحشان در اعلی علییین با ائمه اطهار محشور  باد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۰۱ ، ۰۹:۲۸
خادمه الزهراء

 

امروز صبحانه، از سفره‌ای لقمه برمی‌داریم که به وسعت کائنات گسترده شده و تمام خلایق مجبورند از این سفره، لقمه مادی و معنوی بردارند، آن هم به صورت مداوم و در هر نفس. و چه خوش است که لقمه‌ از سفره‌ی انسیه حورا و محبوبه الله و ریحانه رسول الله و رکن رکین ولی الله باشد. حتماً اثر چنین لقمه‌ای، مردانی مانند سلمان و زنانی مانند فضه‌ی خادمه خواهد شد.

نوشته‌اند شغل جناب سلمان، زنبیل بافی بود. صبح زود وسایل کارش را برمی‌داشت، زیر سایه‌ی دیوار خانه فاطمه (س) می‌نشست و مشغول کارش می‌شد. وقتی پرسیدند که چرا اینجا را محل کار خود قرار داده‌ای، گفت: برای اینکه نانم را زیر سایه‌ی دیوار خانه فاطمه (س) به دست آورم، روزی‌ام کنار دیوار خانه‌ی زهرا (س) به سفره‌ام داخل شود.

به ظاهر جواب کوتاهی است اما یک دنیا فقاهت و معرفت و زهراشناسی در این جواب نهفته است.

به همین جهت است که وقتی از بهشت برای حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها رطب هدیه می‌آوردند، تقسیم می‌کند و سهم جناب سلمان و ابوذر و مقداد را کنار می‌گذارد و به آن‌ها می‌رساند. مگر چند نفر تواسته‌اند در دنیا رطب بهشتی و مائده آسمانی تناول کنند؟!

وقتی سر سفره فاطمه (س) نشستی اگر چه دختر بچه‌ی اسیر هندی باشی، از تو فضه‌ای در می‌آید که همه جا کنار اهل بیت علیهم‌السلام دیده می‌شوی و در حدیث است که به خاطر او جبرئیل نازل شد.

 

لیکن مردم نسبت به فاطمه سلام‌الله‌علیها دو دسته‌اند:

- یکی آنانی که دارای سفاهت هستند؛ عقل و خرد کافی ندارند.

آنها زهرای مرضیه (س) را یک زن در حد تمام زنان معمولی عالم می دانند. آنها هرگز قادر نیستند درک کنند که اگر فاطمه (س) یک آه بکشد؛ آن آه، قلب پیامبر (ص) که روح عالم است را آزرده می‌کند، وقتی پیامبر (ص) آزرده شد ۱۲۴هزار پیامبر آزرده می‌شوند. وقتی ایشان آزرده شد؛ تمام اوصیا، شهدا، صدیقین آزرده می‌شوند و با آزردگی همه‌ی اینها، ملکوت عالم منقلب می‌شود این است آن بانویی که به آهی از دل او، ملکوت به لرزه در می‌آید.

آیا بدون عقل و خرد و امداد غیبی از جانب فاطمه شناسان، می‌شود بر سفره‌اش نشست و لقمه‌ای برداشت و به معرفتش گامی نزدیک شد؟! آری سفیهان عالم ایشان را یک زن معمولی می‌دانند.

- گروه دوم فقیهان هستند که نسبت به بی بی (س) اهل فقاهت هستند، فکر دارند، عقل دارند (اولی الالباب) هستند.

مگر می‌شود که فقط ترکیب دو کلمه‌ی انسیه‌ی حورا را فهمید بدونِ داشتنِ عقل و خرد بالا و بدون اینکه اهل فقه و فقاهت بود؟! بانویی که از هر بُعد نگاهش کنیم به تحیّر می‌افتیم و تا ابد در همان یک بُعد توقف کرده و می‌مانیم.

وقتی نگاه می‌کنیم به حدیث معراج؛ با آن همه اتفاقاتی که در این واقعه‌ی عجیب که هنوز بعد از گذشت هزار و اندی سال، متفکران اسلامی و غیر اسلامی را به خود مشغول داشته‌ که اصلاً این اتفاق چگونه رخ داده‌است، روحی بوده یا جسمی، خواب بوده یا بیداری؛ و بخشی از قرآن هم به آن پرداخته؛ و اتفاقاتی که رسول اکرم (ص) از این سفر بیان داشته‌اند و دستوراتی که گرفته‌اند و عجایبی که دیده‌اند؛ وقتی همه را نگاه میکنیم و در بین این همه اتفاق به فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها می‌رسیم، مبهوت می‌مانیم.

به عمری به اندازه‌ی نوح پیامبر (ع) محتاج هستیم و به اساتیدی مانند ائمه (ع)، تا بفهمیم فاطمه سلام‌الله‌علیها کیست؟!

رسول اکرم (ص) فرمودند: وقتی شب معراج به عالم بالا رفتم، وقتی به درب بهشت رسیدم مشاهده کردم در آنجا بر درب بهشت نوشته است:

لا إله إلّا الله، محمّد رسول الله، علیٌّ حبیبُ الله، و الحسنُ و الحسینُ صَفوةُ اللهِ، فاطمة خِیرَةُ (أمة) الله.

در نگاه اول، چیز عجیبی به نظر نمی‌آید. البته که دربِ بهشت الهی به نام خداوند متعال و رسول و اولیای ایشان گشوده می‌شود و به غیر از طریق این بزرگواران، کسی راه به بهشت نمی‌یابد. اما فقط کمی دقت می‌خواهد. به نظر من «یَقظه» لازم است؛ یعنی برقی به ذهن ما بزند و این علامت سؤال را به وجود آورد که چرا درب بهشت باید به این چند کلمه باز شود؟

و نکته مهم این است که افتتاح آن «لا اله الا الله» است. فتح مطلب، نام خداوند متعال است و ختم مطلب، نام مبارک فاطمه زهرا (س) است.

اینجاست که فقیه و سفیه از هم جدا می‌شوند. فقیه، مطلب را درک می‌کند. سفیه، بی خردانه می‌گذرد.

اصلِ کارِ عقل، خرد و فقه همین است که بفهمد فاطمه (س) کیست؟ چه کرده است؟ و اثر وجودی ایشان در دنیا چه بود؟ اگر چه ظاهراً عمر ایشان کوتاه بوده است.

و باز اشاره می‌کنم به روایتی دیگر؛ دلم نمی‌خواهد چون مطلب در مورد حضرت زهرا‌ (س) است چیزی از خود بنویسم، جرأت این کار را ندارم. فقط می‌خواهم از روایات استفاده کنم و مطلب را با روایت برسانم، به همین جهت روایتی دیگر از حدیث معراج می‌آورم. از نظر شیعه و سنی، رسول اکرم (ص) معراج‌های متعددی داشته‌اند و بسیاری از علمای سنی و شیعه اعتقاد دارند که رسول اکرم (ص) دو معراج داشته‌اند. یکی معراج عجایب و دیگری معراج کرامت

و این روایتی که نقل می شود در معراج عجایب بوده‌است و جالب اینکه راوی حدیث، عایشه است. دقت و درک حدیث، ابوابی را نسبت به معرفت فاطمی به روی محبان زهرا (س) باز می‌کند که امیدوارم برای ما هم این درایت حاصل شود. و اما روایت:

رسول اکرم (ص) فرمودند: وقتی وارد بهشت شدم، به شجره‌ای برخورد کردم که «لم أرَ فی الجَنَّةِ »؛ در بهشت درختی اَحسن از آن درخت ندیدم و «أَبیض ورقه»؛ برگی سفیدتر از برگ‌های آن درخت ندیدم، «وَ أطیب ثمره»؛ میوه‌ای پاکیزه‌تر از ثمره آن درخت ندیدم. البته هر کدام از این‌ها بحثی دارد و صد البته می‌دانیم که رسول اکرم (ص) آنچه می‌گوید خارج از وحی نیست. اینکه ایشان می‌فرماید «ندیدم» یعنی وجود ندارد، آفریده نشده‌است؛ درختی که جامع همه‌ی جهات بوده. از میوه‌ی آن درخت خوردم و آن میوه، نطفه شد و از آن، نطفه‌ی فاطمه (س) منعقد شد و من هر وقت فاطمه (س) را می بوسم بوی آن شجره طوبی را استشمام می‌کنم.

توضیح:

درخت؛ چه درختی است؟ درخت طوبی. کلمه طوبی؛ در قرآن هم به آن درخت اطلاق شده‌است. ریشه‌ی این درخت در خانه‌ی پیامبر خاتم (ص) است. از عجائب آن درخت، این است که فرمودند: «غَرَسَها اللّه تَعالی بِیَدهِ»؛ خداوند با دست خودش این درخت را غرس کرده است. درک حدیث همین مطلب است! دقت کنید، غارسِ درخت خود خداوند متعال است. جبرئیل و میکائیل و اسرافیل اینجا کاره‌ای نیستند. خودِ خداوند متعال، درخت را غرس کرده‌است.

زمینی که درخت در آن کاشته شده است، خانه‌ی اول شخص عالم است، و سه چشمه زیر این درخت جاری است؛ سلسبیل، تسنیم و مَعین؛ این هم از آبیاری این درخت!

در تمام قصرهای بهشت، شاخه‌ای دارد که هر کس که به آن قصرهای بهشتی وارد شود هر آنچه که دلش بخواهد موجود است. لازمه‌ی داخل شدن در بهشت، این است که باید شاخه‌ای از این درخت را بگیریم.

به نظر من همین قدر کافی است، کنار سفره‌ی فاطمه زهرا (س) یک لقمه هم برای ما زیاد است، یک جرعه کافی است. لیکن لقمه برداشتن، شرط دارد؛

خود حضرتش فرمودند: هر گاه به خاطر ما دلتان لرزید، من سینیِ پذیرایی را مقابل شما می‌گیرم که هر چه بخواهید بردارید. این شما و این هم دلتان، این هم سفره‌ی فاطمی (س).

 

لقمه‌ی عملی:

بیایید از امروز در زندگی خود، دفتری به‌نام فاطمه (س) باز کنیم؛ زیرا فردا، منادی ندا می‌دهد که همه‌ی‌ خلق بشنوند: آیا کسی هست به خاطر فاطمه (س) دلی را شاد کرده باشد؟! آیا کسی هست به خاطر فاطمه (س) گرسنه‌ای سیر کرده باشد؟!

برخیزد از فاطمه(س) مزد بگیرد.

آیا کسی هست به خاطر فاطمه (س) برهنه‌ای پوشانده باشد؟! برخیزد. آیا کسی هست به خاطر فاطمه (س) آبرویی خریده باشد؟! آیا کسی هست به خاطر فاطمه (س) غیبتی از کسی دور کرده باشد؟!

برخیزد از فاطمه(س) مزد بگیرد.

تا دیر نشده‌است در این حساب، پس‌اندازی کنیم. روزِ نیازمندی در پیش است.

 

ذکر: «یا فاطمة أَغیثینی» ۴۰۰مرتبه، برای رفع همه‌ی مشکلات بسیار نافع است، انشاءالله

 

تو هر زمان که بیایی بهار خواهد شد                        زمان شادی بی اختیار خواهد شد

خوش آن دمی که بر آید به یک کرشمه دو کار           یکی ظهور امام و یکی شروع بهار

 

التماس دعا ی خیر  - الّلهم عجّل لِولیک الفرج

منبع: کانال اطلاع رسانی حاجیه خانم اکبری - روحشان در اعلی علییین با ائمه اطهار محشور  باد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۰۱ ، ۰۹:۵۲
خادمه الزهراء

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و دعای خیر

نشانه‌ی معرفت خداوندی:

هر کس خدا و عظمت او را بشناسد، دهانش را از سخن؛ و شکمش را از طعام باز دارد؛ و خود را به نماز و روزه مشغول سازد «البته فضول کلام و خوراک مازاد بر نیاز بدن». پس مردم گفتند: پدر و مادرمان فدایت ای رسول خدا! آیا این گونه اشخاص از اولیای خدایند؟ فرمود: اولیای خدا سکوت کنند و سکوتشان تفکر باشد؛ و سخن گویند و سخنشان ذکر باشد؛ و نظر کنند، نظرشان عبرت باشد؛ و نطق کنند، نطق شان حکمت باشد؛ راه رفتنشان میان مردم برکت است؛ اگر خدا برای آنان اجل مقرر نفرموده بود، از ترس عذاب و شوق به ثواب، اوراحشان در اجسادشان نمی گنجید.

منبع: رساله‌ی لقاءاله، ص ۱۹۸

ایام را با صلوات بر پیامبر و اهل بیتش شیرین‌تر کنیم.

جمعی از مردم بادیه، مردی را با شتری نزد رسول خدا (ص) آوردند و ادعا کردند شتر ما را دزدیده است، شاهد هم اقامه کردند و رسول خدا (ص) دستور قصاص داد. آن مرد را به محل خاص می‌بردند تا دستش را قطع کنند و او زیر لب چیزی می‌گفت. نزد محل، شتر با زبان فصیح عرض کرد: یا رسول الله! دزد من، فلان کس است، این مرد بی‌گناه است و شاهدان هم شهادت دروغ داده‌اند.

رسول اکرم (ص) دستور داد آن فرد را حاضر کردند، اقرار به دزدی نمود. حضرت، حکم خدا را بر او جاری کردند و شهادت دهندگان به دروغ را به مکافات رساندند. سپس از آن مرد پرسیدند: زیر لب چه می‌گفتی؟

گفت: ملائکه را دیدم که مدینه را پر کرده بودند و جایی برای قدم برداشتن نبود و شما بین من و آنها حائل بودید و مرا امر به این صلوات کردند و من این صلوات را ذکر می‌کردم:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ حَتَّی لا یَبقَی مِنْ صَلواتکَ شَیْ‌ءٌ، وَ ارحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ حَتَّی لا یَبقَی مِنْ رَحمَتِکَ شَیْ‌ءٌ، وَ بَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ حَتَّی لا یَبْقی مِنْ بَرَکَاتِکَ شَیْ‌ءٌ، وَ سَلِّمْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ حَتَّی لا یَبقَی مِنْ سَلامِکَ شَیْ‌ءٌ»

 

التماس دعا ی خیر  - الّلهم عجّل لِولیک الفرج

منبع: کانال اطلاع رسانی حاجیه خانم اکبری - روحشان در اعلی علییین با ائمه اطهار محشور  باد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۰۱ ، ۱۱:۳۴
خادمه الزهراء

خواجه عبدالله انصاری می‌گوید: از این‌جا تا به قرب خداوند، هزار قدم است؛ صد منزل و در هر منزل ده قدم. این سخن خواجه در دل انسان، ترس و اضطراب به‌وجود می‌آورد و دوری راه، انسان را متحیر می‌گرداند. و چه خوب که معصومین (ع) را داریم که امام سجاد (ع) در دعای ابوحمزه می‌فرماید:

«وَ أنَّ الرّاحِلَ إلِیکِ قَرِیبُ المَسافَه»

خدایا، راه کوچ کننده‌ی به‌سوی تو نزدیک است.

امام معصوم (ع) می‌فرماید: راه دور نیست، نزدیک است زیرا در این راه، سر و کار انسان با کریمان است. خدای کریم، مَلک کریم، کتاب کریم، پیامبر کریم، راهبران کریم؛ آری با کریمان کار دشوار نیست! آشتی کردن، حرف زدن؛ و نزدیک شدن به کریم بسیار آسان است.

ببینید امام سجاد (ع) در مناجات مریدین چه می‌فرماید:

«سُبحَانَکَ مَا أَضیَقَ الطُّرُقَ عَلَى مَنْ لَمْ تَکُنْ دَلِیلَهُ وَ مَا أَوضَحَ الحَقَّ عِندَ مَنْ هَدَیْتهُ سَبِیلَهُ‏»

خدایا آنکه تو او را رها کردی، چقدر راه برای او تنگ و باریک است و آن‌کس که تو دلیل و رهنما و رهبر او هستی، راهش چقدر روشن و واضح و نزدیک است.

به امام سجاد (ع) عرض کردند: آقا، حسن بصری رئیس دراویش و صوفیه می‌گوید: عجیب و تحیّربرانگیز است که یک انسان نجات پیدا کند، چگونه ممکن خواهد بود که انسان به‌سوی خدا برود؟! امام (ع) فرمودند: حسن بصری اشتباه می‌کند، اینطور نیست بلکه من می‌گویم عجیب است و بسیار شگفت‌آور است و جای تحیّر دارد که با این همه گستردگی رحمت و مهربانی و کرم خداوند، باز هم انسانی رستگار نشود و راهی دوزخ شود.

اگر جهنمی دیدی، تعجب کن نه بهشتی! آن خدای کریمی که فرموده: نیت گناه کنی، نمی‌نویسم؛ مرتکب گناه شدی، هر گناهی را همان یکی می‌نویسم؛ و اگر گناه کردی، هفت ساعت مهلت می‌دهم تا فرصتی برای جبران داشته باشی بلکه با جبران کردنت اصلاً گناهت را ننویسم!

مَثَل کرمش، کریم اهل البیت حضرت مجتبی (ع) و کریمه‌ی اهل البیت حضرت معصومه (س)، تالی تِلو حضرت زهرای اطهر (س) است. (توضیح ادمین: تالی تِلو یعنی مثل و مانند، همتا و شبیه و دنباله‌رو)

که هزاران شکر به درگاه آن کریمی که ما را همسایه‌ی کریمه‌ی اهل البیت (ع) قرار داده است. باشد که از نامش و زیارتش و نورانیت حرمش و از توسل به دامن فاطمی‌اش بهره‌ها ببریم.

 

 

لقمه‌ی امروز را با کرامتی از بانوی کرامات شیرین‌تر کنیم:

به‌صورت متواتر با اسناد مورد اعتماد از یکی از خدّام حرم مطهر حضرت معصومه (س) به نام مرحوم سید محمد رضوی نقل شده که گفته است: شبی در عالم رؤیا حضرت معصومه (س) را خواب دیدم، فرمود: بلند شو چراغ گلدسته‌ها را روشن کن.

به ساعت نگاه کردم، دیدم چهار ساعت به اذان صبح باقی است. دوباره خوابیدم؛ اما باز همان رؤیا تکرار شد. بار سوم بی بی بر من نهیب زد و فرمود: مگر به تو نگفتم که بلند شو و چراغ‌های گلدسته‌ها را روشن کن!

از جای برخاستم و چراغ‌های گلدسته‌ها را روشن کردم. برف سنگینی آمده بود، همه‌جا سفیدپوش و هوا بسیار سرد بود.

فردا هوا آفتابی شد، در صحن مطهر ایستاده بودم، دیدم گروهی از زائران با یکدیگر صحبت می‌کنند و می‌گویند: ما چقدر باید از این بی بی تشکر کنیم، اگر چند دقیقه چراغ‌های گلدسته‌ها دیرتر روشن می‌شد، ما از سرما تلف شده بودیم.

معلوم شد که اینها در اثر بارش سنگین برف راه را گم کرده بودند و بدون وسیله در وسط بیابان مانده ‌بودند، وقتی چراغ‌ها به فرمان بی بی روشن می‌شود، مسیر شهر معلوم می‌شود و خود را به شهر می‌رسانند و از سرمای سوزان رهایی می‌یابند.

هدیه به پیشگاه مطهرش صلواتی فرستید.

ارائه شده توسط استاد، انتشار به تاریخ 5ر5ر1396

التماس دعا ی خیر  - الّلهم عجّل لِولیک الفرج

منبع: کانال اطلاع رسانی حاجیه خانم اکبری - روحشان در اعلی علییین با ائمه اطهار محشور  باد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۰۱ ، ۱۲:۴۳
خادمه الزهراء

شفیعه‌ی روز جزا

يكشنبه, ۲۷ آذر ۱۴۰۱، ۱۲:۲۳ ب.ظ

در عظمت شأن حضرت معصومه (س) همین یک روایت از امام صادق (ع) کافیست که قبل از میلاد موسی بن جعفر (ع) بیان فرمودند که: «آگاه باشید خداوند حرمی دارد و آن مکه است؛ و برای پیامبر (ص) حرمی است و آن مدینه است؛ و برای امیرالمؤمنین علی (ع) حرمی است و آن کوفه است؛ و آگاه باشید که من و فرزندان بعد از من هم حرمی داریم که قم است؛
🌹 آگاه باشید که بهشت، هشت درب دارد که سه‌تای آن از قم گشوده می‌شود؛
🌹 و آگاه باشید که یکی از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسی در آنجا رحلت می‌کند که با شفاعت او همه‌ی شیعیان ما وارد بهشت می‌شوند.»

آیة الله ناصری نقل کرده‌اند که: در قم و اطراف آن خشکسالی شد و همه چیز و همه کس در معرض تلف قرار گرفتند. اهالی، چهل نفر از متدین‌ترین افراد شایسته را انتخاب کردند و به قم فرستادند، در صحن بست نشستند تا شاید کریمه‌ی اهل بیت تفضل نمایند. سه شبانه روز، چهل نفری به دعا و ثنا و استغاثه مشغول بودند. شب سوم یکی از آنها میرزای قمی را به خواب دید، ایشان پرسیدند: چرا اینجا نشسته‌اید؟ جریان را گفتند، میرزا فرمود: برای همین؟! گفتند: بله. مرحوم میرزا فرمودند: این‌که چیزی نیست! این مقدار از دست ما هم برمی‌آید، برای این کارها به ما مراجعه کنید؛ ولی هنگامیکه شفاعت عالم را خواستید، دست توسل به طرف این شفیعه‌ی روز جزا دراز کنید!

این رؤیا صادقه است زیرا مطابق با حدیث امام صادق (ع) است.

هدیه به پیشگاه مطهرش صلواتی فرستید.

ارائه شده توسط استاد، انتشار به تاریخ 4ر5ر1396

التماس دعا ی خیر  - الّلهم عجّل لِولیک الفرج

منبع: کانال اطلاع رسانی حاجیه خانم اکبری - روحشان در اعلی علییین با ائمه اطهار محشور  باد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۰۱ ، ۱۲:۲۳
خادمه الزهراء

میلاد حضرت زینب سلام الله علیها مبارک

چهارشنبه, ۹ آذر ۱۴۰۱، ۰۸:۴۴ ق.ظ

زینب ای روح خدایی جلوات              برجمال تو، سلام و صلوات

ما به نام تو تبرک جوییم                  مدحت از منطق عصمت گوییم

رازهای صمدیت با توست                 افتخار ابدیت با توست

ای جگر گوشه زهرا زینب                 دومین عصمت کبری زینب

ای گرامی به امامت عهدی               میکند عمه خطابت مهدی

 

 

او که قامتی بلند و به چهره ی نورانیش هزار ماه و خورشید مستمند بوده اند و مقامات و سکینه و وقارش به خدیجه، و عصمت و حیایش به فاطمه زهرا، و فصاحت بلاغت و تکلّمش به علی مرتضی، حلم و بردباریش به حسن مجتبی، شجاعت نیروی قلبی اش را به سیدالشهدا صلوات الله علیهم همانند شمرده‌اند و رسول خدا او را به خدیجه کبری همانند فرموده است.

تولدش مبارک بادheart

 سلام بر ایشان که در مراسم عبادت و اطاعت خداوند به مقامی نایل گردید که نزدیک به رتبه امامت است که هیچ زنی از زنهای روزگار پس از صدیقه طاهره سلام الله علیها به بلاغت و تقوی و فصاحت و زهد و شجاعت و قداست و بردباری و عقل و علم و فهم و ادراک و فراست و عصمت و عفت و مناعت طبع و عبادت و قناعت و امانت و صیانت و دیانت و استطاعت و طاقت و عرفان و ایمان و لیاقت و توحید و معرفت او نرسید و نخواهد رسید و همۀ اینها بود که در عظیم ترین واقعه تاریخ بشریت او را شریکة الحسین لقب داد.

توسل به حضرت زینب

بیایید امشب دست به حریم دامنش بزنیم و ولیمه ای طلب کنیم با 69 صلوات به روح ملکوتیش و 69 تومن صدقه برایش.

توضیح ادمین: مراد از 69 تومن صدقه، یعنی صدقه‌ای که عدد آن 69 است و پایه پولی آن می‌تواند بنا به وُسع شما تعیین شود. مثلاً 69 هزار تومان، یا 69 تا صد تومانی که می شود شش هزار و نهصد تومان، یا 69 دلار و امثالهم...

روز پرستار هم مبارک

روز پرستار بر همه پرستاران مبارک باد چه آنان که رسماً پرستار بیماران هستند وچه آنان که غیر رسمی آرام و بی صدا از بیماران خود پرستاری می‌کنند.

لطفاً خستگی‌تان را با کلمات شیرین رسول خدا(ص) از تن در کنید که فرمودند:

هر کس یک شبانه روز از بیماری مراقبت کند خدا او را با ابراهیم خلیل علیه‌السلام  محشور می‌کند آنگاه از صراط هم چون برق جهنده تابان بگذرد.

و فرمودند: هرکس به بیماری غذایی دهد که بدان رغبت دارد خدا از میوه های بهشتی به او می خوراند.

الهی سلامت باشید

 

التماس دعا ی خیر  - الّلهم عجّل لِولیک الفرج

منبع: کانال اطلاع رسانی حاجیه خانم اکبری - روحشان در اعلی علییین با ائمه اطهار محشور  باد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۰۱ ، ۰۸:۴۴
خادمه الزهراء